شيخ حسين انصاريان
65
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
معرفت به اين حقيقت مىرسد كه وجود اقدس حق منزه از هر عيب و نقص و داراى كمال بىنهايت در بىنهايت است ، پس فقط ذات او استحقاق تسبيح و تحميد دارد . اين تسبيح و حمد در حقيقت عبارت از تنها نمودن ذات از اوصاف مادى و اتصاف به صفات ملائكة اللّه و تشبه و تخلق به اخلاق اللّه است و به حقيقت اين است تسبيح و حمد مؤمنان ، چنانچه بزرگان از علم و عرفان اشاره فرمودهاند . آرى ، كثرت تمرين تسبيح و حمد بر اساس معرفت و رسوخ در اتصاف به صفت كمال ، آدمى را حقيقت آن تسبيح و جنس آن صفت مىكند . آيا نديدى كثرت آتشگيرى آهن در مجاورت آتش او را به صورت يك پارچه شعله و آتش در مىآورد ، پس تعجب ندارد كه مؤمن بر اثر معرفت و تسبيح و تحميد حق موجودى خالص از عوارض ظاهر دنيا شود و همانند ملائكهء مقرب كه شأنى جز تسبيح و تقديس ندارند مسبح و حامد گردد ! آرى ، مؤمن از بركت تداوم معرفت و ذكر و تسبيح و حمد حق ، تبديل به يك موجود خالص الهى مىشود كه از وجود مقدس او جز انقياد و تسليم و سجده واقعى در پيشگاه با عظمت حضرت حق بروز نكند . و اين اخلاق عرفا و حكماست كه حقايق را از زوايد و مشخصات خالص كنند و به تنقيح مقاصد از فضول و زوايد اقدام نمايند و بين ذاتى و عرضى را در هر باب جداسازى كنند . چگونه با ذكر و معرفت و تسبيح و حمد اين عمل را نسبت به خود روا ندارند و خويشتن را از عوارض غير الهى و از فضول دنيا و زوايد مادى خالص ننمايند ؟ اينان بر اثر كثرت برنامه تجريد و توحيد به مرتبه تجرد از خلائق مىرسند ، تا جايى كه حقيقت را با نور بصيرت مىبينند و آنجاست كه با تمام هستى مسبح و منزه